من عوض شدم و به این موضوع افتخار می کنم. عوض شدم. از چیزی به چیزی تبدیل شدم. از کاری به کار دیگری آمدم. از جایی به جایی. اما فرای تمام این اتفاقات،من عوض شدم. چیزی در من عوض شد که سبب تمام این تغییرات شد. جایی در من تغییرکرد که از آن به بعد اگر چیزی را تغییر نمی دانم احساس نارضایتی داشتم. نیرویی در من شکل گرفت که می توان هر کاری کرد. آن نیرو،نیروی بودن است. نوعی بودن که تو را در لحظه قرار می دهد. می توانی ببینی وقتی را که رسیده ای و وقتی را که تلاش می کنی و وقتی را که شادی و وقتی را که نمی دانی چه موقع می رسد اما قطعا می رسد. من از چیزی به چیزی عوض شدم. آنقدر که به گذشته ی خودم فکر می کنم، برایم عجیب است چرا کارهایی را می کردم و چرا به چیزهایی تعلق داشتم. تعلق خاطر به افراد سالم و چیزهای خوب،آدم را دلگرم می کند. به کار به زندگی به بودن. من عوض شدم. من از چیزی به چیزی عوض شدم و حتی دیگر آرشیو این وبلاگ را هم نمی خوانم بلکه جاهای دیگری می نویسم و از نظرات دیگری بهرمند می شوم.
اولین نشانه ی تغییر، تغییر در باور هاست و نشانه ی به ثمر نشستن اش نیز تغییر رفتارها.
مهدی
برچسب:
نویسنده: کسری شریعتی