خرید بک لینک

یک عنوان در وبلاگ هست که همین نوشته است. ورق 1. نمی دانم برای چیست. شاید مجهول نوشته باشد اما چون مجهول مجهول است نمی توان چیزی از او پرسید. پس همین عنوان را ادامه می دهم.

آمده ام دفتر روانشناسم منتظرم. طرحواره درمانگر. کاش سالها پیش مراجعه می کردم. ۲۵ سالگی.

می نویسم زمان بگذرد. عمر بگذرد. عصر بگذرد. شب نمی گذرد. کار می گذرد. ترافیک می گذرد.

مرگ علاج هر چیزی نیست؟ پس چه نیازی به گفتگو است؟ گفتگو که آیین زندگان است. کسی که مسخ شده چه؟ خسته شده چه؟ هنوز هم نمرده چه؟

کاش چیزی می گفتم که حس امنیت می کردم و همان را می شنیدم که حس امنیت می کردم. کودک که ناامن بزرگ شود همیشه دنیا را با همان هیجان کودکیش می بیند. رنجور و ضعیف در برابر دیگری.

مهدی

۵ ۳ ۰۲

برچسب: نویسنده: کسری شریعتی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:28

صفحه بندی