خرید بک لینک
حاشاالله.

وبلاگ تنها کلمه راه زندگی، زندگی است. وبلاگ تنها کلمه راه وبلاگ وبلاگ غلبه کلمه کلمه بر ترس، وبلاگ وبلاگ غلبه کلمه کلمه بر ترس از موضع شهامت است. این همان درد و دمان یکی بودنی است که مجهول در پست قبل در مورد اش نوشت. وبلاگ تنها کلمه راه بسیاری از چیزها همان یک راه است؛ و لاغیر. این ها دو روی یک قرص هستند. دو روی یک سکه. دو مسیرِ یک مقصد.

وبلاگ تنها کلمه معجزه ی من دوست داشتن است. دوست داشتن تو. مثل پیامبرِ دوست داشتن ها. یکی از همین میاد فریاد زد پس این چطور معجزه ای است؟ گفتم بزرگترینشان. گفت چطور؟ گفتم مرد حسابی تو سی سال است ازدواج کرده ای. یک بار شد زنت به تو بگوید دوستت دارد؟ سی سال است داری کار می کنی. یک بار شد کسی بیاید دم بازار و بگوید دوستت دارد؟ چهل سال است در همین محل زندگی می کنی و هر شب ساعت هشت یک پاکت سیگار از همین مغازه میگیری. یک بار شد بگوید دوستت دارد؟ چهار بار که نروی همه یادشان می رود. اما من، با وبلاگ تنها کلمه معجزه ام خیره در چشمانت نگاه می کنم و به تو می گویم دوستت دارم. آری این معجزه ی من است. من تو را به اندازه ی تمام سی سال و سی سال و چهل سال دوست دارم. زیرا من دوستداشتنی هستم و حالا می توانم تو را هم دوست بدارم و در دنیای دوست داشتنی ام شریک کنم. من تو را از صمیم قلب، از عمق وجودم دوست دارم و جز سلام و بوسه برایت هیچ هدیه ای ندارم.

نعاذالله

ساحت من آگاهی است. من با آگاهی همه چیز ر به دست می آورم. اما آگاهی را باید عمل کرد. تو نوع عبور را کشف کردی. چگونه؟ عبور کردی. عبور کردنت عمل کردنت بود. بارها و بارها. عبور کردی. عبور کن. از ته سیگارهای من بارها و بارها عبور کن. عمل کن تا این راز را هم بدانی. ساحت من آگاهی است و ساحت تو تمام دنیای زیرین. تو دنیای زیرین را در اختیار داری و فقط کافی است چوبدستی رحمت ات را تکان دهی تا تمام زمردهای پنهان به پایت سنگریزه شوند. چوبدستی فراوانی در دستت است و خود در کمبود نشسته ای. پناه بر خدا.

راز ته سیگارهای من، راز زندگی است و تو بهتر از هر کسی این را فهمیدی، مجهول. تا این مقدمه ای باشد بر قسمتی نامعلوم از سریال طولانی من و تو که نمی دانم حکمت این دوستی چیست که این همه تعجب دارد و لاغیر.

م.راهیافته

در انتهای بلوار دراز و ساختمان دراز

برچسب: نویسنده: کسری شریعتی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:36

صفحه بندی