1 هایی گنگ هشدار میدهند نزدیکی زمانی را که منه بشر ندانم که کدامین روزهای ننگین را زندگی کرده ام.
تنهایی ها ترسناکتر شده اند در این شلوغیه شهر
شهر بیرنگتر شده از بوی هر انچه را که احساس نام نهاده بودند به حکم عقیده
عقیده گم تر گشته است در این بی هویتی محض من
من بیباکتر شده ام در برابر نشانه هایی که هشدار میدهند
ناقوسها به صدا درایید و سینه ها میزبان داغیه سربهایی شوید که با فشار ماشه ی جهل شلیک میشوند.
و بازهم زمان که رازه گمشتگیه هویت من در ان نهفته است.
.
مجهول.
برچسب:
نویسنده: کسری شریعتی