یک آن شده

متن مرتبط با «سیب» در سایت یک آن شده نوشته شده است

سیب وارونه

  • نیلوبلاگ

    هیچ کس در این شهر از نفرت من معاف نیست. نفرت که نه. اینطور شروع کردم که عمقم هویدا شود. بگذار طور دیگری هم بگویم. هیچ کس در این شهر شامل احترام تمام من نخواهد بود. اینطور هم میشود گفت که هیچ کس بیشترین محبت مرا نخواهد دید. پیرمردی است گاهی حوالی هفت تیز یا تخت طاووس. همیشه پول یک نان را می خواهد و من اول سلام می کنم. حالش را می پرسم و اسکناسی به حال دست دادن در دست اش می گذارم. او هنوز از نفرت من معاف است. او جوان ها را دعا میکند. هیچ کس در این شهر از نفرت من معاف نیست جز یکی دیگر. پیرمردی دگر که کم می بینم اش ولی خوب. گاهی جمعه ها صبح. بیشتر همان موقع اما کم و همان پیرمردهایی که ردیف اش می نش...

    ادامه مطلب